تابلوی نرخ‌ها
158,750 بازار بسته است · آخرین 17/09 16:08

واژه‌نامه

اصطلاح‌های بازار، توضیح‌داده‌شده

هر اصطلاحی که در دینارویو به کار می‌بریم، به زبان ساده.

آربیتراژ Arbitrage

سود بردن از اینکه یک دارایی در دو جا به دو قیمت معامله می‌شود. فاصله‌های پایدار میان شهرهای عراق معمولاً بازتاب هزینهٔ حمل و ریسک‌اند، نه سود مجانی.

آسیاحواله AsiaHawala

سرویس پول همراه دارای مجوز که روی شبکهٔ آسیاسل کار می‌کند. مثل کیف‌های دیگر به دینار تسویه می‌کند، و نقاط برداشت نقدش صفی جدا از صرافی‌هاست.

آیبن IBAN

شمارهٔ حساب استانداردی که برای انتقال‌های بین‌المللی به کار می‌رود. آیبن عراقی با IQ آغاز می‌شود؛ یک نویسهٔ اشتباه معمولاً یعنی حواله چند روز بعد و پس از حرکت نرخ برمی‌گردد.

ابرتورم Hyperinflation

تورمی چنان تند که پول سریع‌تر از آنکه خرج شود ارزشش را از دست می‌دهد. عراق در این وضعیت نیست؛ این اصطلاح اغلب بی‌دقت و نادرست به کار می‌رود.

اجاره Ijara

اجاره‌ای که در آن بانک مالک دارایی است و آن را به مشتری کرایه می‌دهد، گاهی با انتقال مالکیت در پایان. مسیر اسلامی تأمین مالی یک خودرو یا یک ملک است.

اجرای معامله Execution

لحظه‌ای که معامله واقعاً انجام می‌شود، در برابر لحظه‌ای که بر سرش توافق شده. نرخی که اهمیت دارد نرخ لحظهٔ اجراست، که در روزی شلوغ همان نرخی نیست که به شما اعلام شده بود.

اجرت ساخت Making charge

هزینهٔ کاری که هنگام خرید زیورآلات روی ارزش فلز افزوده می‌شود. به همین دلیل یک گردنبند طلا بیش از وزنش می‌ارزد، و این مبلغ هنگام فروش دوباره برنمی‌گردد.

اختلاس Embezzlement

برداشتن پولی که به شما سپرده شده بود تا نگهش دارید. با دزدی فرق دارد چون دسترسی مشروع بوده، و همین است که کشفش را بدون رد حسابرسی دشوار می‌کند.

اختیار معاملهٔ ارز Currency option

قراردادی که حق — و نه تکلیف — تبدیل با نرخی معین در آینده را می‌دهد. واردکنندگان از آن به‌عنوان بیمه استفاده می‌کنند؛ چیزی نیست که یک صرافی بفروشد.

ارز مسافرتی Travel money

ارزی که برای سفر خارج خریده می‌شود. پیشخوان‌های فرودگاه و هتل خیلی دورتر از خیابان قیمت می‌دهند، پس نرخ اینجا همان عددی است که باید پیشنهادشان را با آن سنجید.

ارز مظنه Quote currency

ارز دوم در یک جفت — همانی که قیمت با آن بیان می‌شود. در USD/IQD ارز مظنه دینار است، پس عدد یعنی دینار به ازای هر دلار.

ارز پایه Base currency

ارزی که نرخ برحسب واحدهای آن سنجیده می‌شود. «USD/IQD 1538» یعنی یک دلار آمریکا، که پایه است، 1538 دینار می‌ارزد. اگر این سایت را روی قیمت‌گذاری دلاری بگذارید، پایهٔ هر جفت جز خود دینار عوض می‌شود.

ارزش اسمی اسکناس Denomination

ارزشی که روی یک اسکناس چاپ شده. دینار بیشتر با اسکناس‌های درشت در گردش است، پس خریدهای معمولی با عددهایی در حد هزارها انجام می‌شود.

استخراج Mining

کار محاسباتی‌ای که یک بلاک‌چین را ایمن می‌کند و کوین تازه منتشر می‌کند. در عراق بیشتر به‌عنوان باری بر شبکهٔ برق اهمیت دارد، و به همین دلیل گاهی محدود شده است.

استقلال بانک مرکزی Central bank independence

اینکه یک بانک مرکزی تا کجا می‌تواند بی‌آنکه وزارت دارایی نقضش کند سیاست بگذارد. جایی که استقلال نازک است، چاپخانه معمولاً به کسری پاسخ می‌دهد.

استیبل‌کوین Stablecoin

توکنی دیجیتال که برای نگه داشتن ارزشی ثابت، معمولاً یک دلار، ساخته شده. در عراق معمولاً بالاتر از برابری معامله می‌شود، چون تقاضا برای دلار دیجیتال از عرضهٔ در دسترس بیشتر است.

اسناد خزانه Treasury bill

استقراض کوتاه‌مدت دولت، معمولاً زیر یک سال، که با تخفیف فروخته و به ارزش اسمی بازپرداخت می‌شود. بانک‌های عراقی سنگین نگهشان می‌دارند، و همین ترازنامهٔ بانک‌ها را به بودجهٔ دولت گره می‌زند.

اسکناس Banknote

برگهٔ فیزیکی پول. در عراق وضعیت اسکناس مهم است: اسکناس دلار فرسوده یا خط‌خورده اغلب کمتر از نرخ اعلام‌شده خریده می‌شود.

اسکناس تقلبی Counterfeit

اسکناس جعلی. کنترل اسکناس در صرافی‌ها کاری عادی است و یکی از خدمت‌هایی است که فاصلهٔ خرید و فروش بهایش را می‌دهد.

اسکناس خرد Small notes

اسکناس‌های با ارزش اسمی پایین. کمیاب‌تر از درشت‌ها هستند و صرافی‌ای که کم داشته باشد ممکن است کمی بدتر قیمت بدهد، که مسئله‌ای در عرضه است نه علامتی از بازار.

اسکناس پاره Torn note

اسکناسی که آسیب دیده. در عراق دلار سختگیرانه داوری می‌شود: یک پارگی یا لکه می‌تواند چند درصد هزینه داشته باشد، و تمیزترین اسکناس‌ها نرخ اعلام‌شده را می‌گیرند.

اشتهای ریسک Risk appetite

اینکه دارنده حاضر است در ازای شانس سود با چه اندازه زیان روبه‌رو شود. شخصی است، با شرایط عوض می‌شود، و هیچ جدول نرخی نمی‌تواند بگوید مال شما باید چقدر باشد.

اصلاح قیمت Correction

افتی جزئی پس از صعودی تند، بی‌آنکه روند برگردد. تشخیص آن از آغاز یک افول واقعی تنها پس از وقوع ممکن است.

اصلاح پولی 2003 Currency reform of 2003

تعویضی که هم دینار سوئیسی و هم دینار صدام را با یک سری اسکناس ملی جایگزین کرد. خاستگاه دینار امروز است، و دلیل اینکه هر نرخی از پیش از آن با نرخ این سایت قابل مقایسه نیست.

اضافه‌برداشت Overdraft

اجازهٔ پایین رفتن موجودی از صفر تا سقفی معین. اعتباری است که روزانه هزینه می‌گیرد، و ارزان‌ترین راه استفاده‌اش کوتاه بودن آن است.

اعتبار اسنادی Letter of credit

تعهد بانک به پرداخت به صادرکننده پس از ارائهٔ اسناد حمل. در عراق یکی از مسیرهای اصلی و قانونی رسیدن به دلار با نرخ رسمی است.

افت ارزش Depreciation

کاهش ارزش یک پول در برابر پولی دیگر. افت ارزش دینار اینجا به شکل بالا رفتن شمار دینار به ازای هر دلار دیده می‌شود.

اقتصاد غیررسمی Informal economy

کار و تجارتی بیرون از ثبت، مالیات و آمار رسمی. سهم بزرگی از فعالیت عراق است، و به همین دلیل ارقام رسمی و تجربهٔ روزمره اغلب با هم نمی‌خوانند.

اقلیم کردستان Kurdistan Region

اقلیم فدرالی که اربیل، سلیمانیه، دهوک و حلبچه را در بر می‌گیرد. بازار ارزش با همان دینار کار می‌کند اما عرضهٔ نقد خودش را دارد، و به همین دلیل نرخ شهرهای شمال معمولاً بالای بغداد می‌نشیند.

الزام احراز هویت ID requirement

قاعده‌ای که صرافی را ملزم می‌کند بالای یک آستانه ثبت کند چه کسی تبدیل می‌کند. برای انطباق با قواعد مبارزه با پول‌شویی است و بخشی عادی از یک معاملهٔ دارای مجوز، نه نشانهٔ دردسر.

امتیازهای سوآپ Swap points

تعدیل میان نرخ نقدی و نرخ آتی، که با فاصلهٔ بهرهٔ دو پول تعیین می‌شود. حسابی است که پشتش می‌گوید چرا نرخ اعلام‌شده برای ماه آینده نرخ امروز نیست.

انحراف معیار Standard deviation

سنجه‌ای از اینکه مجموعه‌ای از قرائت‌ها چقدر پراکنده است. روزی با انحراف کم یعنی شهر بر سر یک قیمت به توافق رسیده؛ انحراف زیاد یعنی نرسیده، و رقم اصلی بیش از معمول بار می‌کشد.

انطباق مقرراتی Compliance

بررسی‌هایی که بانک‌ها برای برآوردن قواعد مبارزه با پول‌شویی و تحریم انجام می‌دهند. سخت‌گیری بیشتر، رسیدن دلار به بازار را دشوارتر می‌کند، حتی وقتی عرضه تغییری نکرده.

انگ Hallmark

مُهری روی قطعهٔ طلا که خلوص و اغلب سازنده‌اش را ثبت می‌کند. قطعهٔ بی‌مُهر بی‌ارزش نیست، اما تا وقتی سنجیده نشود پایین‌تر از نرخ خریده می‌شود.

اهرم Leverage

معامله با پول قرضی، طوری که حرکتی کوچک سود یا زیانی بزرگ بسازد. به سکوهای سفته‌بازی تعلق دارد نه به تبدیل پول برای یک سفر، و همان راهی است که بیشتر مردم روی ارز پول از دست می‌دهند.

اوراق قرضه Bond

وامی به یک دولت یا شرکت، که قابل معامله است و در تاریخی معین همراه با بهره در طول راه بازپرداخت می‌شود. ابزار متعارفی است که صکوک برای جایگزینی‌اش طراحی شد.

اوراق ملی National bond

بدهی دولتی که به مردم داخل فروخته می‌شود، گاهی به دلار. عراق از آن‌ها برای تأمین کسری بدون رفتن به بازارهای خارجی استفاده کرده، و میزان استقبال سنجه‌ای سرانگشتی از اعتماد به دولت است.

اونس تروا Troy ounce

واحدی که طلا و نقره در سراسر جهان با آن قیمت می‌خورند، برابر با حدود 31.1 گرم — سنگین‌تر از اونس معمولی که برای هر چیز دیگری به کار می‌رود. هر قیمت فلزی در این سایت از اونس تروا آغاز می‌شود؛ رقم مثقال از همان تبدیل شده است.

او‌کی‌ایکس OKX

صرافی بین‌المللی بزرگ رمزارز که معاملهٔ نقدی و مشتقه عرضه می‌کند. محصولات مشتقه‌اش از همان نوع اهرمی‌اند که هم ایراد میسر را برمی‌انگیزند و هم ریسک آشکار از دست دادن کامل سرمایه را.

باجهٔ تبدیل Exchange booth

پیشخوانی کوچک در خیابان، در برابر صرافی دارای مجوز با مغازه. نرخ می‌تواند بهتر باشد اما نه رسیدی هست و نه راه شکایتی، و همین معامله‌ای است که می‌کنید.

بازار آزاد Open market

معامله‌ای که بیرون از مجاری رسمی اما آشکارا و از راه صرافی‌های دارای مجوز انجام می‌شود. نرخ بازار دینارویو از همین بازار می‌آید.

بازار صعودی Bull market

دوره‌ای که در آن قیمت‌ها بیشتر بالا می‌روند و خریداران آهنگ را تعیین می‌کنند. این برچسب همیشه به گذشته‌نگری زده می‌شود، و وقتی کسی آن را به حال می‌زند خوب است به یاد بماند.

بازار موازی Parallel market

بازار آزاد ارز که کنار مجرای رسمی و با قیمت خودش کار می‌کند. جایی است که بیشتر مردم عراق واقعاً دلار می‌خرند، و همان بازاری است که این سایت از آن گرد می‌آورد. «موازی» می‌گوید کجا ایستاده، نه اینکه قانونی هست یا نه.

بازار نزولی Bear market

افت پایدار قیمت‌ها، که قراردادی یک‌پنجم یا بیشتر از یک اوج است. برای پولی میخکوب‌شده این مفهوم بر نرخ موازی صدق می‌کند، نه بر نرخ رسمی.

بازارگردان Market maker

معامله‌گری که پیوسته هم قیمت خرید و هم قیمت فروش اعلام می‌کند و فاصلهٔ میانشان را به دست می‌آورد. هر صرافی در خیابانی شلوغ یکی از این‌هاست، چه این واژه را به کار ببرد چه نه.

بازده Yield

آنچه یک سرمایه‌گذاری واقعاً برمی‌گرداند، به‌صورت درصدی از آنچه پرداخته‌اید، نه از ارزش اسمی‌اش. همان عددی است که باید میان ابزارها مقایسه شود؛ کوپن نیست.

بازنگری Revision

رقمی منتشرشده که پس از رسیدن داده‌های بهتر تغییر می‌کند. نرخ‌های این سایت قرائت‌اند و بازنگری نمی‌شوند؛ بیشتر آمار رسمی می‌شود، و به همین دلیل این دو می‌توانند دربارهٔ یک روز اختلاف داشته باشند.

بازهٔ اطمینان Confidence interval

بازه‌ای که مقدار واقعی احتمالاً درونش می‌نشیند، با توجه به اینکه رقم از یک نمونه آمده. هر میانگین صادقی یکی دارد، حتی وقتی کنار عدد چاپ نشده باشد.

بازپس‌گیری دارایی Asset recovery

کار حقوقی یافتن پول عمومی دزدیده‌شده در خارج و بازگرداندنش. کند است، به همکاری کشوری که پول را نگه داشته وابسته است، و به‌ندرت تمام مبلغ را برمی‌گرداند.

بانک الرشید Rasheed Bank

دومین بانک بزرگ دولتی عراق، که برای ایستادن کنار رافدین بنیان گذاشته شد. نقشش در نظام پرداخت حقوق، آن را بخشی از لوله‌کشی میان مزایدهٔ بانک مرکزی و نقدی می‌کند که یک صراف واقعاً در دست دارد.

بانک تجارت عراق Trade Bank of Iraq

بانک دولتی‌ای که برای رسیدگی به اعتبارات اسنادی و پرداخت‌های تجارت خارجی برپا شد. واردکنندگانی که نمی‌توانند دلار را از راه آن بگیرند همان‌هایی‌اند که به بازار آزاد رو می‌آورند، و این یکی از مسیرهایی است که دو نرخ را از هم دور می‌کند.

بانک جهانی World Bank

وام‌دهنده‌ای توسعه‌ای و ناشر بزرگ داده‌های اقتصادی دربارهٔ عراق. ارقامش پس‌زمینهٔ مفیدی‌اند اما سالانه و بازنگری‌شونده‌اند، نه یک نرخ زنده.

بانک رافدین Rafidain Bank

قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین بانک دولتی عراق. همراه با الرشید بیشتر حقوق و مستمری‌های دولتی را می‌پردازد، پس صف شعبه‌هایش تعیین می‌کند در هر هفته چقدر نقد به بازار خیابانی می‌رسد.

بانک مرکزی عراق Central Bank of Iraq

مرجع پولی عراق. دینار را منتشر می‌کند، ذخایر ارزی را نگه می‌دارد، و مزایدهٔ دلاری را می‌گرداند که نرخ رسمیِ نقل‌شده در این سایت را تعیین می‌کند.

بانک کارگزار Correspondent bank

بانکی خارجی که پرداخت‌های بین‌المللی را از سوی یک بانک محلی انجام می‌دهد. وقتی کارگزارها محتاط می‌شوند، حواله‌ها کند می‌شود و نرخ بازار می‌تواند تنها به دلیل روند اداری تکان بخورد.

بانک‌های خصوصی Private banks

بانک‌های تجاری عراق بیرون از مالکیت دولت. بیشتر تقاضای دلاری که به مزایده می‌رسد از راه آن‌ها ثبت می‌شود، و بانکی که از شرکت در مزایده منع شود مشتریانش را به‌جای آن به سمت صرافی‌ها می‌راند.

بانک‌های دولتی State banks

بانک‌های دولتی که بیشتر پول عمومی عراق را جابه‌جا می‌کنند. دسترسی‌شان به مزایدهٔ دلاری بانک مرکزی با یک بانک خصوصی فرق دارد، و همین تفاوت بخشی از چیزی است که در نرخ بازار قیمت می‌خورد.

بایننس Binance

بزرگ‌ترین صرافی رمزارز بر پایهٔ حجم. اینجا نام برده می‌شود چون کاربران عراقی از راه حساب‌های خارجی به آن می‌رسند؛ در عراق مجوز ندارد و بانک مرکزی رمزارز را پول به رسمیت نمی‌شناسد.

بای‌بیت Bybit

صرافی رمزارزی که بیشتر با مشتقات اهرمی شناخته می‌شود. همان رده‌ای از سکوهاست که کاربران خرد بیش از هر جای دیگر تمام سپرده‌شان را در آن از دست می‌دهند.

بحران ارزی Currency crisis

از دست رفتن سریع اعتماد به یک پول، که معمولاً به کاهش رسمی ارزش یا کنترل سرمایه ختم می‌شود. ذخایر زمان می‌خرند؛ به‌تنهایی علت را حل نمی‌کنند.

بدهی دولتی Sovereign debt

آنچه یک دولت به وام‌دهندگان داخلی و خارجی بدهکار است. پرداخت آن به دلار در حالی که درآمد به دینار است، ادعایی دائمی بر ذخایر و در نتیجه بر نرخ است.

برابری Parity

اینکه دو پول یا دو ابزار ارزش یکسانی داشته باشند. استیبل‌کوینی که در برابری است دقیقاً یک دلار می‌ارزد؛ در عراق معمولاً چنین نیست.

برابری قدرت خرید Purchasing power parity

نرخی که در آن دو پول همان سبد را می‌خرند. مرجعی بلندمدت است نه نرخ معامله، و معمولاً بسیار دور از عدد بازار می‌نشیند.

بررسی لازم Due diligence

بررسی‌ای که از یک شرکت انتظار می‌رود پیش از ورود به رابطه یا معامله انجام دهد. بررسی تشدیدشده برای مشتریان پرریسک‌تر است و بیشتر طول می‌کشد، که پشت پیشخوان به شکل تأخیر حس می‌شود.

بلاک‌چین Blockchain

دفتر مشترکی که یک رمزارز تراکنش‌هایش را روی آن ثبت می‌کند. توضیح می‌دهد چرا انتقال رمزارزی بدون بانک کارگزار تسویه می‌شود، و چرا پس از ارسال برگشت‌پذیر نیست.

بودجهٔ دولت State budget

برنامهٔ خرج و درآمد دولت. بودجهٔ عراق قیمتی برای نفت فرض می‌کند، و فاصلهٔ میان آن فرض و واقعیت به دینار می‌رسد.

بورس عراق Iraq Stock Exchange

بورس بغداد که سهام شرکت‌های عراقی در آن معامله می‌شود. اینجا اهمیت دارد چون سهام بانک‌های پذیرفته‌شده در آن به همان فشارهای دلاری واکنش نشان می‌دهند که دینار، اما نرخ ارز را تعیین نمی‌کند.

بیت‌کوین Bitcoin

نخستین و بزرگ‌ترین رمزارز. اینجا تنها برای مرجع در برابر دینار اعلام می‌شود؛ در عراق پول رایج قانونی نیست و بانک مرکزی نسبت به معاملهٔ آن هشدار داده است.

بیش‌اظهاری فاکتور Over-invoicing

اعلام اینکه یک واردات بیش از آنچه واقعاً بوده هزینه داشته، تا دلار اضافه‌ای که با نرخ رسمی خریده شده در خارج بماند. یکی از مسیرهای اصلی خروج دلار مزایده بدون رسیدن کالاست.

بیمهٔ سپرده Deposit insurance

سازوکاری که در صورت ورشکستگی بانک تا سقفی سپرده‌گذاران را تضمین می‌کند. جایی که ضعیف یا غایب است، پس‌اندازکنندگان به‌جای سپرده پول نقد و دلار نگه می‌دارند، و این بخش بزرگی از داستان پس‌انداز خانوار عراقی است.

بی‌حساب Unbanked

کسانی که اصلاً حساب بانکی ندارند. نقدی حقوق می‌گیرند، به شکل نقد یا طلا پس‌انداز می‌کنند، و تنها پشت یک پیشخوان با نرخ ارز روبه‌رو می‌شوند — و همین خواننده‌ای است که این سایت برایش نوشته شده.

پس‌دهی Kickback

سهمی از ارزش یک قرارداد که پنهانی به کسی که آن را واگذار کرده بازمی‌گردد. به همین دلیل یک پروژه می‌تواند تمام‌وکمال پرداخت شود و همچنان نیمه‌کاره بماند.

پوشش ریسک Hedging

گرفتن موضعی که ریسکی را که از پیش دارید خنثی می‌کند. نگه داشتن بخشی از پس‌انداز به دلار در برابر در معرض بودن به دینار، شکل روزمرهٔ آن است.

پول اعتباری Fiat currency

پولی که ارزشش از انتشار آن به دست دولت و پذیرش مردم می‌آید، نه از پشتوانهٔ فلز. دینار و دلار هر دو پول اعتباری‌اند.

پول‌شویی Money laundering

جابه‌جا کردن عواید جرم از راه معاملاتی که مشروع به نظر می‌رسند تا خاستگاهش قابل ردیابی نباشد. صرافی‌ها مجرایی آشکارند، و به همین دلیل آن‌هایی که مجوز دارند موظف‌اند ثبت کنند چه کسی چه چیزی را تبدیل می‌کند.

پیپ Pip

کوچک‌ترین گامی که یک نرخ اعلام‌شده معمولاً حرکت می‌کند. روی دینار، که نرخ‌ها به دینار کامل برای هر دلار اعلام می‌شوند، یک پیپ یک دینار است — به‌تنهایی کوچک، و در تبدیلی بزرگ درخور توجه.

تأمین مالی تروریسم Terrorist financing

در اختیار گذاشتن پول به گروه‌های مسلح، منبع پول هرچه باشد. کنار پول‌شویی تنظیم می‌شود چون کنترل‌ها یکی‌اند، هرچند جهت پول عکس هم است.

تابلوی نرخ Rate board

فهرست ارزها و فلزهایی که بالای این سایت نشان داده می‌شود. به ترتیب چیزی که بازدیدکنندگان واقعاً باز می‌کنند مرتب شده، نه بر پایهٔ الفبا.

تابلوی نرخ صرافی Rate board

تابلویی بیرون یک صرافی که قیمت خرید و فروشش را نشان می‌دهد. مادهٔ خام این سایت است: قرائت‌ها از تابلوهایی مثل آن، شهر به شهر و در طول روز، گرد می‌آید.

تاریخ ارزش Value date

روزی که یک حواله در حساب پول به حساب می‌آید، که ممکن است پس از روز ارسال باشد. نرخ‌ها در تاریخ ارزش اعمال می‌شوند، نه روزی که دکمهٔ ارسال را زده‌اید.

تبدیل‌پذیری Convertibility

اینکه یک پول تا چه اندازه آزادانه با پول‌های دیگر تبدیل می‌شود. تبدیل‌پذیری محدود همان چیزی است که دسترسی به دلار — نه خودِ نرخ اعلام‌شده — را به تنگنای واقعی بدل می‌کند.

تتر (USDT) Tether (USDT)

استیبل‌کوینی که قرار است ارزش یک دلار را نگه دارد. بخش بزرگی از ارزش رمزارزی فرامرزی در عمل با آن جابه‌جا می‌شود، و برابری‌اش پیش‌تر لغزیده است — و همین ریسک رفتار با آن مثل پول نقد است.

تجدید ارزش Revaluation

افزایش رسمی ارزش یک پول میخکوب‌شده. کسانی که اسکناس می‌فروشند مدام آن را برای دینار وعده می‌دهند؛ تجدید ارزش واقعی از شرایط اقتصادی می‌آید، نه از یک اعلام تنها.

تحریم‌ها Sanctions

محدودیت‌هایی که دولت‌ها بر معامله با اشخاص، شرکت‌ها یا کشورهای نام‌بُرده می‌گذارند. بانکی که نقضشان کند دسترسی دلاری‌اش را از دست می‌دهد، و به همین دلیل بانک‌های عراقی پیش از جابه‌جایی پول نام‌ها را غربال می‌کنند.

تحلیل بنیادی Fundamental analysis

داوری دربارهٔ ارزش از روی شرایط زیربنایی — درآمد نفت، ذخایر، بودجه، مزایده. دربارهٔ دینار همین تحلیلی است که واقعاً حرکت‌ها را توضیح می‌دهد.

تحلیل تکنیکال Technical analysis

خواندن تاریخچهٔ قیمت برای یافتن الگو، به‌جای خواندن اقتصاد. در بازاری آزاد چیزهای بیشتری برای کار کردن دارد تا در بازاری مدیریت‌شده مثل بازار دینار.

تراز تجاری Trade balance

تفاوت میان آنچه یک کشور صادر و آنچه وارد می‌کند. تراز عراق را نفت تعیین می‌کند، و به همین دلیل دینار درآمد نفتی را از نزدیک دنبال می‌کند.

تراز پرداخت‌ها Balance of payments

سابقهٔ کامل پولی که به یک کشور وارد و از آن خارج می‌شود. قابی است که تراز تجاری درونش می‌نشیند، و فشار پایدار در آن است که سرانجام یک میخکوب را به حرکت وامی‌دارد.

تسهیل مقداری Quantitative easing

خرید گستردهٔ دارایی به دست بانک مرکزی برای راندن پول به اقتصاد. سیاست اقتصادهای بزرگ دارای پول ذخیره است، و اثرش از راه دلار به عراق می‌رسد، نه از راه دینار.

تسویه Settlement

لحظه‌ای که دو طرف معامله واقعاً ارزش رد و بدل می‌کنند. قیمتِ توافق‌شده هنوز معاملهٔ تمام‌شده نیست، و فاصلهٔ میان این دو ریسک دارد.

تسویهٔ بین‌بانکی Clearing

فرایند تطبیق و تهاتر پرداخت‌ها میان بانک‌ها پیش از آنکه پول واقعاً جابه‌جا شود. به همین دلیل حواله‌ای که امروز فرستاده می‌شود ممکن است فردا بنشیند.

تسویهٔ نقدی Cash settlement

پرداخت و دریافت با اسکناس فیزیکی، نه از راه بانک. بیشتر تبدیل‌ها در عراق همین‌طور انجام می‌شود، و به همین دلیل نرخ بازار یک نرخ نقدی است.

تعدیل فصلی Seasonal adjustment

برداشتن آن بخشی از یک حرکت که هر سال در همان زمان رخ می‌دهد — رمضان، فصل حج، پایان سال مالی — تا آنچه می‌ماند همان بخشی باشد که ارزش توضیح دادن دارد.

تقلب در تدارکات Procurement fraud

دستکاری در نحوهٔ واگذاری قرارداد عمومی — جهت دادن به مشخصات، شکستن مناقصه برای فرار از نظارت، یا توافق قیمت میان پیشنهاددهندگان. زیان، فاصلهٔ میان آنچه پرداخت شد و آنچه کار می‌ارزید است.

تقویت ارزش Appreciation

افزایش ارزش یک پول در برابر پولی دیگر. وقتی دینار در برابر دلار تقویت می‌شود، نرخ این صفحه پایین می‌آید، چون دینار کمتری برای خرید یک دلار لازم است.

تنوع‌بخشی Diversification

پخش کردن دارایی‌ها طوری که هیچ شکست تکی کشنده نباشد. نگه داشتن هم‌زمان پس‌انداز به دینار، دلار و طلا همان تنوع‌بخشی است، آن‌طور که بیشتر خانوارهای عراقی انجامش می‌دهند، چه اسمش را بدانند چه نه.

تهاتر Netting

حذف تعهدهای متقابل طوری که فقط تفاوت جابه‌جا شود. شبکه‌های حواله با آن میان شهرها بی‌آنکه پول نقد بفرستند تسویه می‌کنند، و بانک‌ها در پایان روز تسویه.

تورم Inflation

افزایش عمومی قیمت‌ها، که توان خرید هر واحد پول را کم می‌کند. با نرخ ارز نسبت دارد اما همان نیست: دینار می‌تواند در برابر دلار ثابت بماند و قیمت خوراک در داخل همچنان بالا برود. ما نرخ منتشر می‌کنیم، نه شاخص قیمت.

تورم پایه Core inflation

افزایش قیمت‌ها با کنار گذاشتن خوراک و انرژی، برای نشان دادن روند زیربنایی. بانک‌های مرکزی آن را می‌پایند؛ خانوارها آن را نمی‌خورند.

تورم کل Headline inflation

افزایش کامل قیمت‌ها با احتساب خوراک و سوخت. همان چیزی است که خانوارها حس می‌کنند، و پرنوسان‌ترین از دو سنجه است چون همان دو قلم بیش از همه حرکت می‌کنند.

تولا Tola

واحد وزنی جنوب آسیایی برابر با حدود 11.66 گرم، که هنوز در برخی بازارهای طلای خلیج به کار می‌رود. در عراق بیشتر روی شمش‌های وارداتی دیده می‌شود، و اشتباه تبدیل کردنش راه رایجی برای بد خواندن یک قیمت است.

تولید ناخالص داخلی Gross domestic product

ارزش کل آنچه یک کشور در یک سال تولید می‌کند. تولید عراق را نفت تعیین می‌کند، و به همین دلیل دینار قیمت نفت را از نزدیک‌تر دنبال می‌کند تا بیشتر پول‌ها اقتصاد خودشان را.

تومان ایران Iranian toman

واحدی غیررسمی در ایران برابر با ده ریال، که در قیمت‌گذاری روزمره به کار می‌رود. در تجارت مرزی بسیار دیده می‌شود، و اینجا اعلام می‌شود چون رقم رسمی ریال آنچه را مردم واقعاً می‌پردازند توصیف نمی‌کند.

تکافل Takaful

بیمهٔ تعاونی که در آن اعضا به صندوقی مشترک کمک می‌کنند و خسارت اعضا از همان پرداخت می‌شود. جای بیمهٔ متعارف را برای کسانی می‌گیرد که از قراردادهای دارای غرر می‌پرهیزند.

جریان‌های مالی نامشروع Illicit financial flows

پولی که برخلاف قانون از مرزها می‌گذرد، چه از جرم، چه از فرار مالیاتی، چه از اظهار نادرست تجاری. برآوردشان ذاتاً غیردقیق است، پس ارقام میان منابع بسیار فرق می‌کند.

جفت‌ارز Currency pair

دو پول که در برابر هم قیمت می‌خورند، مانند USD/IQD. اولی چیزی است که قیمت‌گذاری می‌کنید؛ دومی چیزی است که با آن قیمت‌گذاری می‌کنید.

جهش صعودی Rally

بالا رفتنی سریع پس از یک افت. جهش صعودی درون یک روند نزولی معمول است و به‌خودی‌خود دلیل پایان افت نیست.

حاشیهٔ حواله Remittance margin

فاصلهٔ میان نرخی که یک سرویس انتقال به کار می‌برد و نرخ بازار. بخش پنهان قیمت است، و در انتقالی بزرگ کارمزد آشکار را کوچک جلوه می‌دهد.

حاشیهٔ سود Margin

مقداری که یک ارائه‌دهنده به نرخ بازار می‌افزاید یا از آن کم می‌کند. درون قیمت جاسازی شده و جدا نشان داده نمی‌شود، و به همین دلیل مقایسهٔ رقم نهایی اهمیت دارد.

حجم معاملات Volume

اینکه در یک دوره چه مقدار از چیزی دست‌به‌دست شده. حجم کم یعنی قیمت اعلام‌شده ممکن است در برابر معامله‌ای با هر اندازه دوام نیاورد.

حجم پول Money supply

کل پولی که در یک اقتصاد در گردش است. رشد سریع آن بدون رشد متناظر تولید، یکی از محرک‌های کلاسیک تورم است.

حد سود Take profit

دستوری برای بستن یک موقعیت وقتی سود انتخاب‌شده به دست آمد. گذاشتن آن از پیش، راهی است که معامله‌گر از تصمیم گرفتن در حال هیجان می‌پرهیزد.

حد ضرر Stop loss

دستوری دائمی برای بستن یک موقعیت وقتی زیان به نقطه‌ای معین رسید. سقف آسیب را می‌گذارد و تضمین می‌کند که آن را بپذیرید، و همین معامله است.

حداقل دستمزد Minimum wage

کمترین دستمزد قانونی برای کار. جایی که بخش بزرگی از اشتغال غیررسمی است، روی کاغذ بیش از عمل الزام‌آور است، و تورم میان بازنگری‌ها می‌فرسایدش.

حذف صفر Redenomination

بازنویسی یک پول با برداشتن صفرها. دارایی‌ها و قیمت‌ها با هم بازنویسی می‌شوند، پس نماد را عوض می‌کند نه ثروت کسی را.

حساب جاری Current account

تراز تجارت، درآمد و انتقال‌های یک کشور با بقیهٔ جهان. مازاد دلار می‌آورد؛ کسری یعنی دلار باید از جایی، معمولاً از ذخایر، پیدا شود.

حساب پس‌انداز Savings account

حسابی که برای نگه داشتن پول است نه جابه‌جا کردنش، و در بانک متعارف بازده و در بانک اسلامی سهم سود می‌پردازد.

حمایت و مقاومت Support and resistance

سطح‌هایی که قیمت بارها نتوانسته زیر یا بالایشان بشکند. رفتار گذشته را توصیف می‌کنند؛ رفتار با آن‌ها به‌عنوان پیش‌بینی همان‌جایی است که این کار از انضباط به خرافه می‌رسد.

حواله Hawala

انتقالی که به‌جای بانک از راه شبکه‌ای از دلال‌ها تسویه می‌شود. در سراسر عراق و منطقه بسیار به کار می‌رود. نرخ حواله می‌تواند با نرخ صرافی‌ای که اینجا نشان داده می‌شود فرق کند، و دینارویو آن را دنبال نمی‌کند.

حوالهٔ بانکی Bank transfer

جابه‌جایی پول میان حساب‌ها به‌جای نقد. در عراق معمولاً با نرخی متفاوت از بازار نقدی و اغلب کندتر تسویه می‌شود.

حوالهٔ کارگری Remittance

پولی که از خارج به وطن فرستاده می‌شود. نرخی که یک حواله با آن تسویه می‌شود معمولاً نرخ خودِ ارائه‌دهنده است، نه نرخ میانی بازار — و همین اختلاف، هزینهٔ واقعی انتقال است.

حواله‌دار Hawaladar

کسی که یک دفتر حواله را می‌گرداند. اعتماد و آبرو تمام امنیت این ترتیب است؛ نه قراردادی هست که اجرا شود، نه ناظری که به آن شکایت کنید.

خط سوآپ Swap line

توافقی دائمی میان بانک‌های مرکزی برای تبادل پول وقتی یکی به پول دیگری نیاز دارد. همان تأمین اضطراری دلار است که کشور را از خرج کردن ذخایر بی‌نیاز می‌کند.

خنثی‌سازی Sterilisation

اینکه بانک مرکزی پولی را که هنگام مداخله در بازار ارز می‌آفریند یا برمی‌دارد جبران کند، تا مداخله حجم پول داخلی را به هم نزند.

خودپرداز ATM

دستگاه پرداخت نقدی. برداشت دینار با یک کارت خارجی با نرخ شبکهٔ کارت به‌علاوهٔ کارمزد بانک تبدیل می‌شود، که عددی متفاوت از نرخ خیابانی این سایت است.

خویشاوندسالاری Nepotism

گماشتن خویشاوندان به‌جای شایستگان. فسادی در بازار کار است نه در صندوق پول، و هزینه‌اش به شکل نهادهایی پیدا می‌شود که از پس کارشان برنمی‌آیند.

داده پرت Outlier

قرائتی که از بقیهٔ مجموعه بسیار دور است. صرافی‌ای که خیلی جدا از همسایه‌هایش قیمت می‌دهد معمولاً یا خطای داده است یا موردی ویژه، و کنار گذاشته می‌شود تا میانگین را نکشد.

دالان حواله Remittance corridor

یک جفت کشور فرستنده و گیرنده، مثلاً ترکیه به عراق. هزینه‌ها میان دالان‌ها به‌شدت فرق می‌کند، پس میانگین جهانی کارمزد چیز چندانی دربارهٔ آنچه واقعاً می‌پردازید نمی‌گوید.

درآمد نفتی Oil revenue

سرچشمهٔ اصلی ارز خارجی عراق. چون دلار عمدتاً از راه فروش نفت وارد اقتصاد می‌شود، قیمت نفت و دینار به هم گره خورده‌اند.

درهم امارات UAE dirham

پول امارات متحدهٔ عربی، که آن هم به دلار میخکوب است. عراقی‌ها از راه تجارت و سفر خلیج بسیار با آن سروکار دارند.

دریافت نقدی Cash pickup

گرفتن یک حواله به شکل اسکناس نزد نماینده، نه به حساب. به کسانی می‌رسد که حساب بانکی ندارند، که در عراق بیشتر مردم‌اند، و به همین دلیل گران‌تر است.

دستگاه کارت‌خوان Card terminal

دستگاهی که مغازه با آن پرداخت کارتی می‌گیرد. جایی که کارت‌خوان به دلار صورتحساب می‌دهد و کارت دیناری است، تبدیل با نرخ بانک انجام می‌شود، نه نرخ مغازه.

دفتر سفارش Order book

فهرست زندهٔ آنچه خریداران و فروشندگان حاضرند بپردازند و بپذیرند. بازار خیابانی عراق دفتر سفارش منتشرشده ندارد، و به همین دلیل میانگینی گردآمده از قرائت‌های واقعی نزدیک‌ترین چیز در دسترس است.

دلار آمریکا US dollar

پولی که نفت عراق با آن فروخته می‌شود و بیشتر پس‌اندازهای داخلی با آن نگه داشته می‌شود. هر نرخ دیگری روی این تابلو به آن گره خورده است.

دلاری‌شدن Dollarisation

اینکه مردم یک کشور پولی خارجی را کنار پول خودشان یا به‌جای آن به کار ببرند. دلاری‌شدن جزئی همان دلیلی است که قیمت‌های عراقی اغلب با هر دو پول اعلام می‌شوند.

دینار (IQD) Dinar (IQD)

پول عراق. IQD کد سه‌حرفی آن است. هر نرخ این سایت به دینار برای هر یک واحد از ارز دیگر بیان می‌شود، مگر آنکه سایت را روی دلار بگذارید.

دینار سوئیسی Swiss dinar

دینار عراقی پیش از 1991، که در بریتانیا و از روی کلیشه‌های سوئیسی چاپ می‌شد. پس از جنگ خلیج، شمال به کار بردنش را ادامه داد و جنوب به اسکناس‌های چاپ داخل رفت، و این دو تا اصلاح 2003 که هر دو را کنار گذاشت با نرخ‌هایی به‌شدت متفاوت معامله می‌شدند.

دینار صدام Saddam dinar

اسکناس‌هایی که میان 1991 و 2003 داخل عراق چاپ شدند و تصویر صدام حسین را داشتند. زیر تحریم و در حجمی عظیم چاپ شدند، بیشتر ارزششان را از دست دادند، و همان دلیلی‌اند که مردم هنوز از دینار در مقیاس ده‌ها هزار حرف می‌زنند.

ذخایر ارزی Foreign reserves

ارز خارجی و طلایی که یک بانک مرکزی نگه می‌دارد. ذخایر بزرگ به بانک مرکزی جا می‌دهد که از یک نرخ دفاع کند؛ آب رفتن ذخایر معمولاً پیش‌درآمد باز شدن فاصله است.

ذخیرهٔ قانونی Reserve requirement

سهمی از سپرده‌ها که یک بانک باید نگه دارد و وام ندهد. بالا بردنش پول را از گردش می‌کشد؛ یکی از معدود اهرم‌های بانک مرکزی است که به فروش دلار نیاز ندارد.

ربا Riba

بهره، به آن معنایی که فقه اسلامی حرام می‌داند: بازدهی که تنها بابت گذشت زمان بر پول به دست می‌آید. به همین دلیل بانک‌های اسلامی عراق تأمین مالی را به شکل بیع یا شراکت می‌بندند، نه وامی با نرخ.

رسید Receipt

برگه‌ای که ثبت می‌کند چه تبدیل کرده‌اید، با چه نرخی و کِی. همان چیزی است که یک صرافی دارای مجوز باید به شما بدهد، و تنها مدرکی است که اگر شمارش اشتباه بوده در دست دارید.

رشوه Bribery

پرداخت به یک مقام تا کاری را بیرون از قاعده انجام دهد یا ندهد. هزینهٔ واقعی هر مجوز و ترخیصی را بالا می‌برد، و آن هزینه مثل هر مالیات دیگری به قیمت‌ها منتقل می‌شود.

روش کار Methodology

شرح منتشرشدهٔ اینکه یک رقم چگونه ساخته می‌شود. شرح ما منابع، زمان گردآوری و گِرد کردن را می‌گوید، تا یک عدد به‌جای آنکه بهش اعتماد شود، بشود وارسی‌اش کرد.

روند Trend

جهتی که یک سری پس از کنار گذاشتن نوسان روزانه در آن حرکت می‌کند. یک ماه قرائت روند نشان می‌دهد؛ دو روز آب‌وهوا نشان می‌دهد.

رکود تورمی Stagflation

بالا رفتن قیمت‌ها همراه با اقتصادی درجا زده. دشوارترین حالت برای سیاست‌گذاری است، چون درمان معمول یکی دیگری را بدتر می‌کند.

ریال عربستان Saudi riyal

پول عربستان سعودی، که به دلار میخکوب شده. به همین دلیل نرخ ریال به دینار تقریباً تماماً با سمت دینار حرکت می‌کند.

ریسک طرف مقابل Counterparty risk

این خطر که طرف دیگر معامله به تعهدش عمل نکند. معمولاً هزینهٔ واقعی بزرگ‌تری است از کمی بدتر بودن نرخ.

ریسک نرخ ارز Exchange rate risk

این احتمال که میان توافق بر یک معامله و تسویهٔ آن، نرخ به زیان شما حرکت کند. به همین دلیل واردکنندگان به فاصلهٔ میان سفارش و پرداخت حساس‌اند.

ریسک‌زدایی De-risking

اینکه یک بانک خارجی به‌جای ارزیابی تک‌تک، کل رده‌های روابط کارگزاری را ببندد. گاهی بانک‌های عراقی را از تسویهٔ دلاری بریده و پرداخت‌ها را به مجراهای کندتر و گران‌تر رانده است.

زمان گردآوری Collection time

لحظه‌ای که یک نرخ واقعاً خوانده شده، که در این سایت کنار هر رقم به وقت بغداد چاپ می‌شود. زمان باز کردن صفحه نیست. بیرون از ساعات معامله، آخرین نرخ گردآمده با زمان خودش روی صفحه می‌ماند، به‌جای آنکه تازه شود تا امروزی به نظر برسد.

زکات Zakat

حق واجب سالانه بر ثروتی که یک سال کامل بالای نصاب نگه داشته شده، از جمله پول نقد، طلا و موجودی تجاری. پس‌اندازی که به دلار یا طلا نگه داشته شده به ارزش روز سررسید سنجیده می‌شود.

زین‌کش Zain Cash

کیف پول همراهی با مجوز بانک مرکزی، که برای پرداخت حقوق و انتقال به کار می‌رود. موجودی به دینار نگه داشته می‌شود، پس جابه‌جایی پول از راه آن اصلاً شما را در معرض نرخ دلار نمی‌گذارد.

سال پایه Base year

دوره‌ای که یک شاخص در برابرش سنجیده می‌شود. سال پایه را عوض کنید و هر عدد آن سری با آن عوض می‌شود، هرچند در جهان واقعی چیزی تکان نخورده باشد.

سامانهٔ بانکداری متمرکز Core banking system

نرم‌افزار مرجعی که هر حساب و تراکنش را نگه می‌دارد. نوسازی آن در بانک‌های عراقی همان چیزی است که در دههٔ گذشته حوالهٔ همان‌روز و پرداخت کارتی را ممکن کرده.

سبد دارایی Portfolio

هرچه یک شخص یا نهاد در اختیار دارد، با هم. داوری دربارهٔ یک دارایی به‌تنهایی نکته را از دست می‌دهد: آنچه اهمیت دارد رفتار کل مجموعه است وقتی یک بخشش می‌افتد.

سبد کالا Basket of goods

فهرست ثابتی از اقلام که یک شاخص قیمت دنبال می‌کند. اگر سبد با آنچه یک خانوار واقعاً می‌خرد نخواند، نرخ تورم منتشرشده با تجربه‌اش نخواهد خواند.

سررسید Maturity

تاریخی که یک ورقهٔ قرضه یا سپرده بازپرداخت می‌شود. سررسیدهای بلندتر بیشتر می‌پردازند چون دارنده مدت بیشتری در معرض تورم و ناتوانی وام‌گیرنده است.

سرمایه‌گذاری حلال Halal investment

سرمایه‌گذاری‌ای که در برابر قواعد اسلامی غربال شده: بی‌درآمد ربوی، بی‌معاملات حرام، و بی‌قراردادی که بر غرر یا میسر بنشیند. غربال کردن موضوع نظر فقهی است، پس فهرست‌ها میان نهادها فرق می‌کنند.

سری زمانی Time series

دنباله‌ای از مقادیر که در طول زمان ثبت شده‌اند. نمودار سابقهٔ این سایت یک سری زمانی است، و همان چیزی است که عدد امروز را معنادار می‌کند.

سفارش بازار Market order

دستوری برای معامله همین حالا، با هر نرخی که جاری است. وارد شدن به یک صرافی و تبدیل پول، جز در نام، یک سفارش بازار است.

سفارش محدود Limit order

دستوری برای معامله فقط با نرخی مشخص یا بهتر. نسخهٔ بازار رسمیِ آن است که به صراف بگویید اگر نرخ به عددی که می‌گویید رسید برمی‌گردید.

سفته‌بازی Speculation

خریدن یک پول به امید بالا رفتن قیمتش، نه به این دلیل که لازمش دارید. تقاضای سفته‌بازانه می‌تواند فاصلهٔ نرخ رسمی و بازار را سریع‌تر از آنچه تجارت به‌تنهایی می‌کرد باز کند.

سقف انتقال Transfer ceiling

بیشترین مبلغی که در یک تراکنش یا یک دوره می‌توان فرستاد. سقف‌ها مبالغ بزرگ را به چند حواله یا به حواله‌های سنتی می‌رانند، و به همین دلیل سخت‌تر کردنشان به‌ندرت جریان را کم می‌کند.

سقف روزانه Daily limit

بیشترین مبلغی که یک صرافی یا بانک در یک روز برای یک نفر تبدیل می‌کند. وقتی سقف‌ها سخت‌تر می‌شود، تقاضا به بازار آزاد سرریز می‌کند و فاصلهٔ نرخ‌ها معمولاً باز می‌شود.

سهام Equity

سهمی از مالکیت یک کسب‌وکار، در برابر وام دادن به آن. سهام نخست زیان را می‌گیرد و سودش سقفی ندارد، و همین معامله در برابر بازده ثابت یک ورقهٔ قرضه است.

سوئیفت SWIFT

شبکهٔ پیام‌رسانی که بانک‌ها با آن دستور پرداخت فرامرزی می‌دهند. پیام جابه‌جا می‌کند، نه پول — و به همین دلیل یک حواله می‌تواند «فرستاده» شده باشد و هنوز نرسیده باشد.

سود سهام Dividend

سهمی از سود که یک شرکت به مالکانش می‌پردازد. سهام بانک‌های عراقی عمدتاً برای همین نگه داشته می‌شود، و همین آن‌ها را به هر چیزی که حاشیهٔ بانک‌ها را فشار دهد حساس می‌کند.

سود ضرب پول Seigniorage

سودی که دولت از انتشار پولی می‌برد که چاپش کمتر از ارزشش هزینه دارد. اگر زیادی به آن تکیه شود، پول کمتر از آنچه کاغذش می‌گوید می‌ارزد، و همین ابرتورم است.

سپرده Deposit

پولی که نزد بانک گذاشته می‌شود و بنا به درخواست یا در تاریخی معین بازپرداخت می‌شود. در عراق سهم بزرگی از پس‌انداز خانوار اصلاً سپرده نمی‌شود و به شکل پول نقد در خانه می‌ماند.

سپردهٔ دیداری Demand deposit

موجودی‌ای که هر زمان و بی‌اطلاع قبلی می‌توانید برداشتش کنید. کم یا هیچ بازدهی نمی‌دهد، و همان چیزی است که یک حساب جاری در خود دارد.

سکهٔ طلا Gold coin

قطعهٔ ضرب‌شدهٔ طلا که به وزن و با صرفی کوچک برای شکلش معامله می‌شود. در عراق نمونه‌های عثمانی و لیرهٔ انگلیسی آشنایند و با وزن‌های شناخته‌شده دست‌به‌دست می‌شوند.

سیاست پولی Monetary policy

تصمیم‌هایی که بانک مرکزی دربارهٔ حجم پول و نرخ بهره می‌گیرد. در عراق آشکارترین ابزار، مزایدهٔ دلاری است.

شاخص ادراک فساد Corruption Perceptions Index

رتبه‌بندی سالانهٔ شفافیت بین‌الملل از اینکه بخش عمومی یک کشور چقدر فاسد پنداشته می‌شود. ادراک میان کارشناسان و اهل کسب‌وکار را می‌سنجد، نه پرونده‌های شمرده‌شده را، و باید نشانه خوانده شود نه اندازه‌گیری.

شاخص قیمت تولیدکننده Producer price index

آنچه تولیدکنندگان دم کارخانه می‌گیرند، پیش از خرده‌فروشی. معمولاً پیش از قیمت‌های مصرف‌کننده می‌چرخد، پس به‌عنوان هشدار زودهنگام خوانده می‌شود.

شاخص قیمت مصرف‌کننده Consumer price index

سبدی از کالاهای روزمره که در طول زمان دنبال می‌شود تا تورم اندازه گرفته شود. سنجه‌ای متفاوت از نرخ ارز است، و این دو می‌توانند از هم فاصله بگیرند.

شخص در معرض سیاسی Politically exposed person

کسی که مقامی برجستهٔ عمومی دارد یا به آن نزدیک است، و حساب‌هایش وارسی بیشتری می‌بیند. این برچسب اتهام نیست؛ ردهٔ ریسکی است که چون مقام عمومی فرصت می‌سازد اعمال می‌شود.

شرکت صوری Shell company

شرکتی ثبت‌شده بدون فعالیت واقعی، که برای نگه داشتن یا جابه‌جا کردن ارزش و پنهان کردن مالکش به کار می‌رود. وسیلهٔ استاندارد پشت واردات با صورتحساب متورم است.

شمارهٔ سریال Serial number

شمارهٔ یکتایی که روی هر اسکناس چاپ شده. صرافی‌ها آن را با فهرست‌های تقلبی مقایسه می‌کنند، و رشته‌ای از شماره‌های پشت‌سرهم روی اسکناس‌های مستعمل خودش دلیلی برای نگاه دوباره است.

شمش Bullion

طلا یا نقره‌ای که به شکل شمش یا سکه و برای ارزشش نگه داشته می‌شود، نه به‌عنوان زیورآلات. نزدیک به ارزش خودِ فلز قیمت می‌خورد، با اجرتی کمتر از جواهر.

شمش ریخته Ingot

میلهٔ ریخته‌گری‌شدهٔ فلز، که به وزن و خلوص فروخته می‌شود نه به اجرت ساخت. چون اجرتی با خود ندارد، قیمت نقدی را از نزدیک‌تر از جواهر دنبال می‌کند.

شمول مالی Financial inclusion

اینکه چه بخشی از یک جمعیت با هزینه‌ای معقول به بانکداری پایه می‌رسد. در عراق پایین است، و به همین دلیل ارزش زیادی به شکل پول نقد، طلا و حواله جابه‌جا می‌شود نه از راه حساب.

شناخت مشتری Know your customer

وظیفهٔ بانک یا صرافی به احراز اینکه با چه کسی سروکار دارد، پیش از آنکه اقدام کند. به همین دلیل تبدیل بزرگ مدرک شناسایی می‌خواهد و تبدیل کوچک معمولاً نه.

شناوری آزاد Free float

نرخ ارزی که تماماً با عرضه و تقاضا تعیین می‌شود و بانک مرکزی هدفی برایش ندارد. دینار عراق آزادانه شناور نیست.

شناوری مدیریت‌شده Managed float

نرخ ارزی که با بازار حرکت می‌کند اما بانک مرکزی هدایتش می‌کند. عراق به این حالت نزدیک‌تر است تا به شناوری آزاد.

شکاف نرخ Rate gap

فاصلهٔ میان نرخ رسمی و نرخ بازار. یکی از پرنگاه‌ترین شاخص‌های عراق است، چون هرگاه به دست آوردن دلار دشوارتر شود باز می‌شود.

صدک Percentile

مقداری که سهم معینی از قرائت‌ها زیر آن می‌افتد. اعلام صدک دهم و نودم قرائت‌های یک روز، بیش از یک میانگین تنها می‌گوید واقعاً چه از شما گرفته خواهد شد.

صراف Sarraf

صرافی یا کسی که پول تبدیل می‌کند. بیشتر مردم عراق دلار را در واقع از صراف‌ها می‌خرند و به آن‌ها می‌فروشند، و نرخ بازار این سایت بازتاب همان قیمت‌هاست.

صرافی رمزارز Crypto exchange

سکویی که خریدار و فروشندهٔ دارایی دیجیتال را به هم می‌رساند. کاربران عراقی بیشتر از راه حساب‌های خارجی به آن‌ها می‌رسند، و همین انتقال را زیر همان بررسی‌های انطباقی هر پرداخت فرامرزی دیگر می‌برد.

صرف Premium

مقداری که چیزی بالاتر از ارزش مرجعش معامله می‌شود. صرف محلی روی دلار دیجیتال نشانه‌ای دربارهٔ تقاضای دلار است، نه یک کارمزد.

صرف مرزی Border premium

هزینهٔ اضافی جابه‌جا کردن فیزیکی پول نقد از یک مرز. بخشی از دلیل تفاوت نرخ میان شهرهای عراق و همسایگانشان است.

صندوق بین‌المللی پول IMF

صندوقی که به کشورهای دچار مشکل تراز پرداخت‌ها وام می‌دهد و ارزیابی‌هایی از ترتیبات ارزی‌شان منتشر می‌کند. گزارش‌هایش مرجع بیرونی استانداردی دربارهٔ میخکوب دینار است.

صکوک Sukuk

گواهی‌هایی که به دارنده سهمی از یک دارایی واقعی و درآمدی که تولید می‌کند می‌دهند، و جایی به کار می‌روند که اوراق قرضهٔ متعارف بهره می‌پرداخت. عراق برای تأمین مالی مخارجش داخلی منتشرشان کرده است.

ضمانت‌نامهٔ بانکی Bank guarantee

وعدهٔ کتبی بانک به پرداخت در صورتی که مشتری‌اش نپردازد. پیمانکاران برای شرکت در مناقصه‌های عمومی لازمشان دارند، و کارمزدش هزینهٔ واقعی کسب‌وکار اینجاست.

طرح پانزی Ponzi scheme

پرداخت به سرمایه‌گذاران نخستین از پول سرمایه‌گذاران بعدی، در حالی که ادعای بازدهی واقعی می‌شود. ناگزیر فرو می‌ریزد، و تنها پرسش این است که هنگام فروریختن دست چه کسی است.

طلا Gold

فلزی که برای حفظ ارزش نگه داشته می‌شود. دینارویو آن را هم به اونس تروای بین‌المللی و هم به مثقال محلی اعلام می‌کند، چون مغازه‌های عراقی با دومی قیمت می‌دهند.

طلای زینتی Jewellery gold

طلایی که به قطعه‌های پوشیدنی درآمده، معمولاً با عیاری پایین‌تر از شمش تا برای پوشیدن به‌قدر کافی سخت باشد. قیمتش اجرت ساخت را با خود دارد، پس خوانشی تمیز از خود فلز نیست.

طلای شکسته Scrap gold

زیورآلات قدیمی که برای ذوب پس فروخته می‌شود. ارزش فلز منهای اجرتی را که هنگام خرید پرداخته‌اید می‌گیرد، و به همین دلیل طلا به‌ندرت آنچه را داده‌اید برمی‌گرداند.

طلای نقدی Spot gold

قیمت بین‌المللی طلای خالص برای تحویل فوری، که به دلار و برای هر اونس تروا اعلام می‌شود. پایه‌ای است که رقم مثقال محلی از آن گرفته می‌شود.

عدد شاخص Index number

رقمی که تغییر را نسبت به نقطهٔ آغازی برابر صد بیان می‌کند. سری‌های متفاوت را قابل مقایسه می‌کند، و بی‌آنکه بدانید آن صد به کدام سال اشاره دارد بی‌معناست.

عمق بازار Market depth

اینکه چه مقدار می‌توان معامله کرد پیش از آنکه قیمت به زیان شما حرکت کند. عمق محلی در عراق کمتر از عمق جهانی است، و برای مبالغ بزرگ‌تر بیش از خودِ نرخ اهمیت دارد.

عملیات بازار باز Open market operations

خرید یا فروش اوراق به دست بانک مرکزی برای افزودن یا کشیدن پول از نظام بانکی. ابزار روزمرهٔ سیاست پولی است، و از مزایدهٔ دلاری جداست.

عوارض گمرکی Customs duty

مالیاتی که بر کالای ورودی به عراق بسته می‌شود. به دینار و روی ارزشی که معمولاً به دلار تعیین شده پرداخت می‌شود، پس تغییر نرخ بهای تمام‌شدهٔ واردات را جابه‌جا می‌کند حتی وقتی قیمت خارجی اصلاً تکان نخورده.

عیار Karat

خلوص طلا، از بیست‌وچهار. مغازه‌های عراقی بیشتر عیار بیست‌ویک معامله می‌کنند، پس قیمتی که برای طلای خالص اعلام می‌شود قیمت جنس داخل ویترین نیست.

عیار هزارگانی Fineness

اینکه چه اندازه از یک قطعه فلز خالص است، به‌صورت جزء در هزار نوشته می‌شود — 995 یعنی 995 گرم طلا در هر کیلوگرم. همان مفهوم عیار است که جور دیگری بیان می‌شود.

عیارسنجی Assay

آزمایشی که تعیین می‌کند یک فلز واقعاً چقدر خالص است. مغازه‌های بازار طلای بغداد نسخهٔ سریعش را پشت پیشخوان انجام می‌دهند؛ عیارسنجی رسمی همان چیزی است که اختلاف را فیصله می‌دهد.

غرر Gharar

واژه‌ای عربی برای عدم قطعیت بیش از حد در یک قرارداد — قیمتی نامعلوم، مقداری مبهم، چیزی که شاید هرگز تحویل نشود. در فقه معاملات اسلامی بیعی که غرر داشته باشد باطل است، چون یک طرف در عمل روی آنچه طرف دیگر می‌داند شرط می‌بندد. به همین دلیل است که یک عالم قرارداد آتی یا اختیار را زیر پرسش می‌برد اما تبدیل نقدی ساده را نه، جایی که نرخ و پول هر دو یکجا دست‌به‌دست می‌شوند.

فاصله Spread

در دینارویو، فاصلهٔ میان نرخ بازار و نرخ رسمی بانک مرکزی — که در صفحهٔ دلار با عنوان «فاصله تا نرخ رسمی» نشان داده می‌شود. همان عددی است که بیشتر مردم عراق واقعاً حسش می‌کنند. در جاهای دیگر مالی، این واژه به فاصلهٔ میان خرید و فروش گفته می‌شود.

فاصلهٔ منطقه‌ای Regional spread

تفاوت نرخ بازار میان شهرهای عراق در یک روز. معمولاً کوچک است، و معمولاً با حمل، تقاضا و نقدینگی محلی توضیح داده می‌شود نه با چیزی غیرعادی.

فرار سرمایه Capital flight

خروج سریع پول از یک کشور چون دارندگانش دیگر باور ندارند ارزشش را نگه می‌دارد. نخست به شکل جهش تقاضای دلار پیدا می‌شود و تنها بعدها در آمار رسمی.

فرار مالیاتی Tax evasion

نپرداختن غیرقانونی مالیات بدهکار، در برابر سامان دادن قانونی امور برای بدهکاری کمتر. پایهٔ درآمدی را کوچک می‌کند و دولت را به‌سوی استقراض یا چاپ پول می‌راند.

فساد Corruption

استفاده از مقام عمومی برای سود خصوصی. در بستر ارز به شکل دسترسی ویژه به نرخ رسمی خود را نشان می‌دهد، که یک قیمت سیاستی را به زیان بازار به سود خصوصی بدل می‌کند.

فست‌پی FastPay

کیف پول دیجیتال عراقی که برای قبض، انتقال و پرداخت به فروشنده به کار می‌رود. ریلی دیناری است: برای پرهیز از نقد مفید، و برای اینکه یک دلار چقدر می‌ارزد بی‌ربط.

فهرست حقوق Payroll

فهرست اینکه یک نهاد به چه کسی و چقدر می‌پردازد. فهرست حقوق دولتی عراق بزرگ‌ترین ادعای مکرر بر بودجه است، و حسابرسی‌اش همان‌جایی است که کارمندان خیالی پیدا می‌شوند.

فهرست خاکستری Grey list

فهرست کشورهایی که FATF تا رفع ضعف‌های شناسایی‌شده زیر نظارت بیشتر گذاشته. بودن در آن هزینه و کندی هر پرداخت فرامرزی را بالا می‌برد، چه معاملهٔ منفردی مشکوک باشد چه نه.

فوق‌العاده Allowance

پرداختی که برای یک نقش، یک ریسک یا یک محل به حقوق پایه افزوده می‌شود. در حقوق دولتی عراق اغلب از خود پایه بیشتر است، و به همین دلیل اعلام حقوق پایه آنچه را واقعاً دریافت می‌شود کم نشان می‌دهد.

فیکس لندن London fix

قیمت مرجع طلا که روزی دو بار در لندن تعیین می‌شود. مغازه‌های بغداد از روی آن قیمت می‌گذارند و بعد صرف محلی و اجرت را می‌افزایند، پس این دو رقم هرگز دقیقاً بر هم منطبق نمی‌شوند.

قدرت خرید Purchasing power

اینکه یک واحد پول واقعاً چه می‌خرد. اگر قیمت‌های داخلی بالا برود، نرخ می‌تواند ثابت بماند و قدرت خرید همچنان پایین بیاید.

قرارداد آتی بدون تحویل Non-deliverable forward

قرارداد آتی‌ای که به‌جای تحویل پول محلی با دلار تسویه می‌شود. برای پول‌هایی وجود دارد که جابه‌جایی‌شان از مرز دشوار است، و به همین دلیل در بحث‌های دیناری در خارج مطرح می‌شود.

قیمت دوطرفه Two-way price

مظنه‌ای که هم می‌گوید معامله‌گر چه می‌پردازد و هم چه می‌گیرد. هر صرافی درستکاری یکی می‌دهد؛ یک عدد تنها روی تابلو تنها نیمی از تصویر است.

کارت پیش‌پرداخت Prepaid card

کارتی که با موجودی ثابتی شارژ می‌شود، اغلب به دلار برای مصرف در خارج یا آنلاین. نرخی که هنگام شارژ از شما گرفته شده همان نرخی است که با آن می‌مانید، بازار بعد از آن هرچه بکند.

کارت کیو Qi Card

کارت حقوق و مستمری که از راه بانک‌های عراقی صادر می‌شود. حقوق به دینار رویش می‌نشیند، و روزی که دسته‌های بزرگ شارژ می‌شوند اغلب روزی است که صرافی‌ها مشتری بیشتری می‌بینند.

کارمزد Commission

هزینه‌ای اعلام‌شده برای انجام یک تبدیل یا انتقال، جدا از نرخ. کارمزد کم روی نرخی بد معمولاً گران‌تر از عکسِ آن تمام می‌شود.

کارمزد انتقال Transfer fee

هزینهٔ ثابت فرستادن پول، جدا از حاشیهٔ نرخ. دو سرویس با کارمزد یکسان می‌توانند وقتی نرخ‌ها مقایسه شود بسیار متفاوت تمام شوند.

کارمزد تبدیل Exchange fee

هزینه‌ای ثابت که برخی صرافی‌ها روی نرخشان می‌افزایند. جدا از فاصلهٔ خرید و فروش است، و نرخ تبلیغ‌شدهٔ پایین با کارمزدی چسبیده به آن می‌تواند گران‌تر از مظنه‌ای ساده‌تر تمام شود.

کارمزد کارت Card fee

هزینه‌ای که صادرکنندهٔ کارت روی معاملهٔ ارزی می‌افزاید، معمولاً به‌صورت درصد. جدا از نرخ ارز است و دلیل اصلی آن است که جمع صورتحساب کارت با نرخی که نگاه کرده‌اید نمی‌خواند.

کارمند خیالی Ghost employee

نامی روی فهرست حقوق که پشتش کسی نیست، یا کسی که هرگز سر کار نمی‌آید. عراق در حسابرسی‌های پیاپی ده‌ها هزار از این ردیف‌ها را حذف کرده؛ هر کدام حقوقی است که هر ماه بی‌هیچ کاری از بودجه بیرون می‌رود.

کاهش ارزش رسمی Devaluation

کاهش عمدی ارزش رسمی یک پول به دست مرجعی که آن را تعیین می‌کند. یک تصمیم است، نه حرکت بازار — و به همین دلیل در نمودارهای ما به شکل یک پله روی خط بانک مرکزی دیده می‌شود، در حالی که خط بازار پیوسته حرکت می‌کند.

کاهش عمومی قیمت‌ها Deflation

افت عمومی قیمت‌ها. کمیاب‌تر از تورم است و خودبه‌خود خوب نیست، چون قیمت‌های در حال افت می‌توانند نشانهٔ افت تقاضا باشند.

کاهش نرخ تورم Disinflation

قیمت‌ها هنوز بالا می‌روند، اما کندتر از پیش. با کاهش عمومی قیمت‌ها یکی نیست، و اشتباه گرفتن این دو راه رایجی برای بد خواندن بیانیهٔ یک بانک مرکزی است.

کد BIC BIC

کدی که در یک حوالهٔ سوئیفت بانک گیرنده را نام می‌برد، و گاهی کد سوئیفت خوانده می‌شود. مؤسسه را شناسایی می‌کند؛ آیبن حساب داخل آن را.

کد ارز Currency code

برچسب سه‌حرفی ایزو برای یک پول — IQD برای دینار عراق، USD برای دلار آمریکا. جدول‌های نرخ از آن استفاده می‌کنند چون نام پول‌ها میان زبان‌ها مبهم است، طوری که کد هرگز نیست.

کراکن Kraken

صرافی رمزارزی آمریکایی، از قدیمی‌ترین‌هایی که هنوز کار می‌کنند. برای کامل بودن فهرست نام برده شده؛ همان محدودیت‌های دسترسی و مجوز که برای بقیه گفته شد اینجا هم هست.

کسر از نرخ Discount

معامله زیر یک ارزش مرجع. اسکناس‌های خارجی فرسوده معمولاً پایین‌تر از نرخ اعلام‌شده خریده می‌شوند.

کسری بودجه Fiscal deficit

فزونی خرج دولت بر درآمدش در یک دوره. تأمین آن با چاپ پول مسیر کلاسیک تورم است، و تجربهٔ عراق با آن آن‌قدر تازه هست که به یاد بماند.

کفایت سرمایه Capital adequacy

اینکه چه مقدار از پول خود بانک پشت وام‌دهی‌اش ایستاده. سرمایهٔ نازک یعنی بانک نمی‌تواند زیان را جذب کند، و به همین دلیل ناظران کفی می‌گذارند و آزمایشش می‌کنند.

کلاهبرداری Fraud

به دست آوردن پول با فریب. در بازارهای ارز بیشتر به شکل نرخی وعده‌داده‌شده و تحویل‌نشده، یا حواله‌ای که هرگز نمی‌رسد، بروز می‌کند.

کلاهبرداری فارکس Forex scam

پیشنهادی که بازده تضمین‌شده از معاملهٔ ارز وعده می‌دهد، معمولاً با کارگزاری که نمی‌توانید راستی‌آزمایی کنید و برداشت‌هایی که از کار می‌افتند. بازده تضمین‌شده و معاملهٔ ارز با هم جور در نمی‌آیند.

کنترل سرمایه Capital controls

قواعدی که محدود می‌کنند چه مقدار ارز می‌تواند وارد یا خارج از کشور شود. یکی از دلایلی است که نرخی موازی می‌تواند کنار نرخ رسمی دوام بیاورد.

کوردکوین Kurdcoin

صرافی رمزارزی که پشت این سایت است. کوردکوین از 2017 برای مردم و شرکت‌های عراق بیت‌کوین و تتر می‌خرد و می‌فروشد، در برابر دینار و دلار، از اربیل — و با بانک‌ها، وزارتخانه‌ها و شرکت‌ها هم در نگهداری کلید، پرداخت و آموزش کار می‌کند. دینارویو در آغاز سیاههٔ داخلی همین مجموعه از نرخ خیابانی بود و هنوز همان تیم آن را می‌سازد و هزینه‌اش را می‌دهد: kurdcoin.krd.

کوپن Coupon

بهره‌ای که یک ورقهٔ قرضه می‌پردازد، به‌صورت درصدی از ارزش اسمی‌اش. ورقه‌ای که زیر ارزش اسمی خریده شود بازدهی بیش از کوپنش دارد، و به همین دلیل قیمت و بازده در جهت عکس هم حرکت می‌کنند.

کوین‌بیس Coinbase

صرافی رمزارزی آمریکایی که در بورس پذیرفته شده و آنجا زیر نظارت است. نرخ‌هایش به دلار اعلام می‌شود و افتتاح حسابش مدارکی می‌خواهد که بیشتر کاربران عراقی از داخل عراق نمی‌توانند بدهند.

کیف پول رمزارز Crypto wallet

نرم‌افزار یا سخت‌افزاری که کلیدهای کنترل دارایی رمزارزی را نگه می‌دارد. گم کردن کلیدها یعنی از دست دادن کامل پول: نه شعبه‌ای هست که بروید، نه سابقه‌ای که به آن شکایت کنید.

کیف پول همراه Mobile wallet

حسابی که روی گوشی نگه داشته می‌شود نه در شعبهٔ بانک. در عراق این‌ها حساب‌های دیناری زیر مجوز بانک مرکزی‌اند؛ هیچ‌کدام به شما نرخ دلار نمی‌دهند.

گرد کردن Rounding

بستن قیمت روی مبلغی که با اسکناس جور در می‌آید، به‌جای رقمی دقیق. در عراق عادی است، چون سکه عملاً از زندگی روزمره حذف شده.

گرم Gram

واحد متریکی که بیشتر طلافروشی‌ها با آن وزن می‌کنند. هر مثقال شمار ثابتی گرم است، پس این دو واحد دقیقاً به هم تبدیل می‌شوند.

گروه ویژهٔ اقدام مالی (FATF) FATF

نهاد بین‌المللی‌ای که استانداردهای مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم را می‌گذارد و کشورها را در برابرشان ارزیابی می‌کند. ارزیابی‌هایش برای عراق مهم است چون بانک‌های خارجی نتیجه را در اینکه اصلاً با بانک‌های عراقی کار کنند یا نه قیمت می‌گذارند.

گزارش معاملهٔ مشکوک Suspicious transaction report

گزارشی که بانک وقتی جابه‌جایی پولی با آنچه از مشتری می‌داند جور در نمی‌آید ثبت می‌کند. به واحد اطلاعات مالی می‌رود و به مشتری گفته نمی‌شود.

لات Lot

اندازهٔ استاندارد معامله در یک بازار رسمی. در صرافی معادلی ندارد، جایی که هرچه دارید تحویل می‌دهید — و همین یکی از دلایلی است که نرخ خیابانی و نرخ سکوهای معاملاتی یکی نیستند.

لغزش قیمت Slippage

اختلاف میان قیمتی که انتظار داشتید و قیمتی که گرفتید. با بزرگ‌تر شدن معامله و با سرعت حرکت بازار بیشتر می‌شود.

لیر ترکیه Turkish lira

پول ترکیه، که در شمال عراق از راه تجارت و سفر بسیار دیده می‌شود. نوسان چشمگیری داشته، پس رقم لیر زودتر از بیشتر ارزها کهنه می‌شود.

مبارزه با پول‌شویی Anti-money laundering

مجموعه قواعدی که شرکت‌های مالی را موظف می‌کند جابه‌جایی‌های مشکوک پول را تشخیص دهند و گزارش کنند. چارچوب عراق نزد بانک مرکزی است، و پایبندی به آن همان چیزی است که روابط بانکداری کارگزاری را باز نگه می‌دارد.

مبدل Converter

ابزاری در این سایت که نرخ جاری را روی مبلغی که وارد می‌کنید اعمال می‌کند. به‌طور پیش‌فرض از نرخ بازار استفاده می‌کند، چون بیشتر مردم با همان روبه‌رو می‌شوند.

مبلغ دینار Dinar promoter

کسی که جهش قریب‌الوقوعی در ارزش دینار پیش‌بینی می‌کند، معمولاً در حالی که اسکناس یا اشتراک می‌فروشد. پیش‌بینی‌ای که برای درست شدن باید از خود پیش‌بینی‌کننده بخرید، سزاوار بدگمانی ویژه است.

مثقال Mithqal

واحد وزن سنتی طلا در عراق، که اینجا 5 گرم گرفته می‌شود. صفحه‌های طلا و نقرهٔ ما هم مثقال را نشان می‌دهند و هم اونس تروا را، چون زرگر بغداد با یکی قیمت می‌دهد و بازار جهانی با آن یکی.

مجوز بانکداری Banking licence

اجازه‌ای که یک شرکت برای گرفتن سپرده و ارائهٔ خدمات بانکی لازم دارد. بانک مرکزی آن را می‌دهد و پس می‌گیرد، و مجوز پس‌گرفته‌شده یکی از تندترین شوک‌هایی است که یک بازار محلی می‌تواند بگیرد.

مجوز صرافی Exchange office licence

اجازه‌ای که یک صرافی از بانک مرکزی عراق دارد. به همین دلیل است که دینارویو نرخ موازی را نرخ بازار می‌نامد، نه بازار سیاه.

مرابحه Murabaha

بیعی برای تأمین مالی که در آن بانک کالا را می‌خرد و با سودی اعلام‌شده و قابل پرداخت در طول زمان به مشتری بازمی‌فروشد. رایج‌ترین جایگزین اسلامی وام مصرفی در عراق است.

مزایدهٔ ارز Auction

فروش دلار از سوی بانک مرکزی عراق به بانک‌های دارای مجوز. نرخ رسمی را تعیین می‌کند، نه نرخ خیابان، و همان سازوکاری است که پشت رقم 1310 نشسته و در این سایت کنار نرخ بازار نشان داده می‌شود.

مشارکت Musharaka

شراکتی که در آن بانک و مشتری هر دو سرمایه می‌گذارند و سود و زیان را بر پایهٔ توافق تقسیم می‌کنند. برخلاف وام، بانک ریسک واقعی می‌پذیرد، و همین است که بازده را روا می‌کند.

مضاربه Mudaraba

ترتیبی که در آن یک طرف پول و طرف دیگر کار را می‌گذارد، سود بر پایهٔ شرایط توافق‌شده تقسیم می‌شود و زیان نقدی بر عهدهٔ سرمایه‌گذار است. بیشتر حساب‌های پس‌انداز اسلامی در عراق همین ساختار را دارند.

معاملهٔ حملی Carry trade

قرض گرفتن پولی کم‌بهره برای نگه داشتن پولی پربهره و جیب کردن اختلاف. کار می‌کند تا وقتی نرخ ارز به زیان شما حرکت کند، که معمولاً یک‌باره اتفاق می‌افتد.

منبع داده Data source

جایی که یک عدد منتشرشده از آن آمده. صفحهٔ روش کار دینارویو می‌گوید کدام منبع کدام رقم را تغذیه می‌کند، چون یک نرخ به اندازهٔ خاستگاهش معتبر است.

موقعیت خرید Long position

نگه داشتن یک پول چون انتظار دارید تقویت شود. هرکس در عراق پس‌اندازش را به دلار نگه دارد روی دلار موقعیت خرید دارد، چه این واژه را به کار ببرد چه نه.

موقعیت فروش Short position

متعهد بودن به تحویل پولی که هنوز ندارید، طوری که بالا رفتنش برایتان هزینه دارد. واردکننده‌ای که قیمت دلاری را پذیرفته اما هنوز دلار نخریده، در عمل موقعیت فروش دارد.

مُهر زمانی Timestamp

لحظه‌ای که یک رقم ثبت شده. در بازاری که تمام روز معامله می‌کند، نرخی بدون مُهر زمانی نرخی نیست که بشود بر پایه‌اش کاری کرد.

میانه Median

مقدار وسط در یک مجموعه. کمتر از میانگین تحت تأثیر یک قیمت غیرعادی قرار می‌گیرد، و به همین دلیل گاهی خلاصهٔ صادقانه‌تری از بازاری پراکنده است.

میانگین Average

یک رقم که جای چند رقم می‌نشیند. هر نرخ بازار در دینارویو میانگینی گردآمده از چند منبع است، نه قیمت اعلامی یک صرافی.

میانگین متحرک Moving average

میانگینی که روی پنجره‌ای غلتان دوباره حساب می‌شود تا نوسان روزانه هموار شود. روند را نشان می‌دهد و همیشه از قیمت جاری عقب است.

میانگین وزنی Weighted average

میانگینی که در آن برخی قرائت‌ها بیش از بقیه به حساب می‌آیند — بر پایهٔ حجم، اندازهٔ صرافی، یا تازگی‌شان. به پرسشی متفاوت از میانگین ساده پاسخ می‌دهد و باید همان‌طور برچسب بخورد.

میخکوب ارزی Currency peg

تعهدی رسمی به نگه داشتن ارزش یک پول روی رقمی ثابت در برابر پولی دیگر. دینار به دلار آمریکا میخکوب شده، و به همین دلیل خط بانک مرکزی در نمودارهای ما بازه‌های بلندی صاف است و بعد پله می‌خورد، به‌جای اینکه روز به روز بلغزد.

میسر Maysir

قمار، به آن معنایی که قرارداد را ناروا می‌کند: سودی که تماماً به بخت و به زیان دیگری وابسته است. همان ایرادی است که به سفته‌بازی اهرمی روی ارز گرفته می‌شود.

نرخ آتی Forward rate

نرخی که برای تبدیل ارز در تاریخی در آینده توافق می‌شود. دینارویو نرخ آتی منتشر نمی‌کند؛ این یک محصول بانکی است، نه قیمت خیابان.

نرخ ارز Exchange rate

قیمت یک پول برحسب پولی دیگر. در عراق هم‌زمان دو نرخ اهمیت دارد: نرخی که بانک مرکزی تعیین می‌کند و نرخی که بازار آزاد با آن معامله می‌کند. این سایت هر دو را کنار هم منتشر می‌کند و هرگز در هم نمی‌آمیزدشان.

نرخ بازار Market rate

قیمتی که دینار واقعاً در بازار آزاد ارز عراق با آن دست‌به‌دست می‌شود. این رقم اصلی دینارویو است — عدد بزرگ صفحهٔ نخست — و در طول روز معاملاتی گرد می‌آید، نه اینکه از نرخ رسمی گرفته شود.

نرخ بازار سیاه Black market rate

اصطلاحی که دینارویو از آن پرهیز می‌کند. صرافی‌های عراق دارای مجوزند و آشکارا کار می‌کنند، پس آنچه اعلام می‌کنند نرخ موازی یا بازار آزاد است، نه بازار سیاه. ما به آن نرخ بازار می‌گوییم.

نرخ بانک مرکزی Central bank rate

نرخ رسمی‌ای که بانک مرکزی عراق تعیین می‌کند، در حال حاضر 1310 دینار برای هر دلار. برای حواله‌های بانکی، گمرک و کارهای اداری به کار می‌رود. در این سایت همان خط‌چین روی نمودار دلار است و رقمی که فاصله در برابرش سنجیده می‌شود.

نرخ بهره Interest rate

بهای قرض گرفتن پول برای یک دوره. فاصلهٔ نرخ میان کشورها جریان‌های ارزی را می‌راند، و به همین دلیل تغییری در واشنگتن ظرف چند روز در صرافی‌های بغداد حس می‌شود.

نرخ بین‌بانکی Interbank rate

نرخی که بانک‌ها با آن با هم ارز معامله می‌کنند. عمده‌فروشی است و در دسترس اشخاص نیست؛ نرخی که به شما پیشنهاد می‌شود همیشه بیرون آن می‌نشیند.

نرخ خرده‌فروشی Retail rate

نرخی که واقعاً پشت باجه به یک شخص پیشنهاد می‌شود. نرخ بین‌بانکی یا بازار است به‌علاوهٔ هرچه ارائه‌دهنده باید به دست بیاورد.

نرخ خرید Bid price

قیمتی که صرافی دلار را به آن می‌خرد — ستون «خرید» روی تابلو، و آنچه هنگام فروش دلار می‌گیرید. همیشه کمی پایین‌تر از نرخ فروش. رقم خرید دینارویو میانهٔ تابلوهای صرافی‌هایی است که می‌خواند، در سطح کشور و به تفکیک شهر.

نرخ عمده Bulk rate

نرخ بهتری که برای تبدیل بزرگ پیشنهاد می‌شود. به همین دلیل شرکتی که هزاران دلار تبدیل می‌کند عددی متفاوت از کسی می‌بیند که صد دلار تبدیل می‌کند، در همان روز و پشت همان پیشخوان.

نرخ فروش Ask price

قیمتی که صرافی دلار را به آن می‌فروشد — ستون «فروش» روی تابلو، و آنچه هنگام خرید دلار می‌پردازید. همیشه کمی بالاتر از نرخ خرید است. رقم فروش دینارویو میانهٔ تابلوهای صرافی‌هایی است که می‌خواند؛ نرخ اصلی، میانهٔ این دو است.

نرخ متقاطع Cross rate

نرخی میان دو پول که از راه پول سومی، معمولاً دلار، حساب می‌شود. بیشتر نرخ‌های غیردلاری این سایت نرخ متقاطع‌اند، و به همین دلیل فاصلهٔ هر دو پایه را با خود دارند.

نرخ میانی Mid rate

نقطهٔ میانی خرید و فروش، که در همهٔ بازارهای مالی به کار می‌رود تا فاصلهٔ روبه‌گشایشِ میان خرید و فروش با حرکت قیمت اشتباه گرفته نشود. دینارویو یک میانگین بازارِ گردآمده منتشر می‌کند، نه نرخ خرید، نه فروش و نه میانی.

نرخ نقدی Spot rate

نرخ معامله‌ای که همین حالا تسویه می‌شود، نه در تاریخی در آینده. هرچه دینارویو منتشر می‌کند نرخ نقدی است.

نسبت طلا به نقره Gold-silver ratio

اینکه یک گرم طلا چند گرم نقره می‌خرد. معامله‌گران آن را به‌عنوان سنجه‌ای سرانگشتی می‌پایند تا ببینند آیا یکی از دو فلز از دیگری جلو زده است.

نظام نرخ ارز Exchange rate regime

قاعده‌ای که یک کشور در تعیین ارزش پولش دنبال می‌کند — ثابت، شناور، یا چیزی میان این دو. عراق میخکوبی به دلار دارد، و به همین دلیل نرخ رسمی به‌ندرت و پله‌پله تغییر می‌کند.

نقدشوندگی Liquidity

اینکه چقدر نقد برای معامله در دسترس است بی‌آنکه قیمت را تکان دهد. وقتی دلار فراوان است نرخ بازار نزدیک نرخ رسمی می‌نشیند؛ وقتی کمیاب است فاصله باز می‌شود. نقدشوندگی معمولاً دلیل پشت یک حرکت است، نه خود حرکت.

نقره Silver

فلز گران‌بهایی که اینجا کنار طلا و با همان دو واحد اعلام می‌شود. معمولاً در هر دو جهت بیش از طلا حرکت می‌کند.

نمایندهٔ پرداخت Payout agent

مغازه یا بانک محلی‌ای که پول نقد را به گیرنده می‌دهد. موجودی نقد و نرخ خودش دلیل آن است که یک حوالهٔ یکسان در دو شهر و در یک روز متفاوت پرداخت می‌شود.

نمایه‌سازی Indexation

گره زدن خودکار دستمزد، مستمری یا قرارداد به یک شاخص قیمت. درآمدها را از تورم می‌پاید و می‌تواند تورم را هم جاافتاده کند، و به همین دلیل دولت‌ها با اکراه به آن تن می‌دهند.

نمونه Sample

مجموعهٔ قرائت‌هایی که یک رقم منتشرشده از آن‌ها ساخته می‌شود. نرخ یک شهر اینجا نمونه‌ای از صرافی‌های زیر نظر است، نه سرشماری هر پیشخوان آن شهر.

نوسان Volatility

اینکه یک نرخ در یک دوره چقدر بالا و پایین می‌رود، فارغ از جهت. یک ماه آرام و یک ماه پرتلاطم می‌توانند روی یک عدد تمام شوند. نمودارهای ما آن را مستقیم نشان می‌دهند: بازه‌ای بلندتر انتخاب کنید، و شکل خط — نه دو سرش — همان نوسان است.

نوسترو و وسترو Nostro and vostro

نام‌های جفتی برای یک حساب که از دو سو دیده می‌شود: حساب ما نزد شما، حساب شما نزد ما. پرداخت فرامرزی بیشتر همان جابه‌جایی مانده میان چنین حساب‌هایی است.

واحد اطلاعات مالی Financial intelligence unit

اداره‌ای دولتی که گزارش‌های معاملهٔ مشکوک را می‌گیرد، تحلیل می‌کند و پرونده‌ها را به دادستان می‌سپارد. میان نظام بانکی و اجرای قانون می‌نشیند و کم منتشر می‌کند.

واحد پایه Basis point

یک صدم یک درصد. برای بیان دقیق اختلاف‌های کوچک نرخ به کار می‌رود، چون گفتن «یک‌دهم درصد» زمینهٔ سوءتفاهم است.

واسطه‌بازی Wasta

استفاده از رابطهٔ شخصی برای گرفتن چیزی که باید بر پایهٔ شایستگی یا نوبت داده شود. آن‌قدر عادی است که به چشم نیاید و آن‌قدر خورنده که دلیل بی‌معنا شدن صف باشد.

واقعی در برابر اسمی Real versus nominal

رقم اسمی همان عددی است که نوشته شده؛ رقم واقعی همان عدد است که برای تورم تعدیل شده. دستمزدی که کندتر از قیمت‌ها بالا می‌رود، اسماً در حال افزایش و واقعاً در حال کاهش است.

وام‌دهندهٔ نهایی Lender of last resort

نقش بانک مرکزی در وام دادن به بانکی توانمند که هیچ‌جای دیگر نمی‌تواند قرض بگیرد. وجودش همان چیزی است که نمی‌گذارد مشکل نقدینگی یک بانک به هجوم به همهٔ بانک‌ها بدل شود.

وثیقه Collateral

دارایی‌ای که در گرو گذاشته می‌شود تا وام‌دهنده در صورت نپرداختن وام‌گیرنده بتواند بازیابی کند. در عراق طلا و ملک معمول‌اند، چون هر دو بیرون از نظام بانکی نگه داشته می‌شوند.

وسترن یونیون Western Union

شبکه‌ای برای حوالهٔ نقدی با نمایندگی در سراسر عراق. نرخ پرداختش را اپراتور تعیین می‌کند نه خیابان، پس معمولاً چند دینار با نرخ بازاری که اینجا منتشر می‌شود فاصله دارد.

وضعیت اسکناس Note condition

اینکه یک اسکناس چقدر تمیز، بی‌خط و تازه است. در عراق این عامل نرخ پیشنهادی برای پول نقد خارجی، به‌ویژه دلار، را به‌طور محسوس تغییر می‌دهد.

هجوم به بانک Bank run

برداشت هم‌زمان سپرده‌گذاران از ترس ورشکستگی بانک. این ترس خودش را محقق می‌کند: هیچ بانکی آن‌قدر نقد ندارد که در یک روز به همه بپردازد.

هزینهٔ زندگی Cost of living

آنچه نگه داشتن سطح معمول زندگی برای یک خانوار هزینه دارد. با قیمت واردات بالا می‌رود، پس دینار ضعیف‌تر پیش از آنکه به آمار برسد به سفرهٔ خانه می‌رسد.

همتا‌به‌همتا Peer-to-peer

معامله مستقیم میان دو نفر، نه از راه یک واسطه. بیشتر رمزارز در عراق این‌طور خریده می‌شود، و ریسک طرف مقابلی دارد که یک صرافی ندارد.

یارانه Subsidy

پرداختی دولتی که قیمتی را زیر سطح بازار نگه می‌دارد. سوخت و برق یارانه‌ای، پایهٔ هزینهٔ یک خانوار و یک کسب‌وکار را تغییر می‌دهد.

یورو Euro

پول منطقهٔ یورو. مثل بیشتر جفت‌های غیردلاری، اینجا به‌صورت نرخ متقاطع از راه دلار در برابر دینار اعلام می‌شود.

پرجست‌وجوترین‌ها

نرخ دلار در بغداد امروز قیمت طلا به مثقال تبدیل 100 دلار به دینار نرخ تومان ایران

نرخ را هر صبح بگیرید

هر صبح یک پیام: خرید، فروش و فاصله در شهرهایی که دنبال می‌کنید.

هر وقت بخواهید می‌توانید اشتراک را متوقف کنید.